تبليغاتX
عتيق

عتيق

بخش کتابخانه ی موبایل عتیق

 

با سلام از این به بعد می خواهم که کتابهای دینی و مذهبی متفاوتی برای موبایل با فرمت جاوا (پرنیان)

قرار بدهم .  امیدوارم که مورد توجه شما عزیزان قرار بگیرد. 

 

۱-  داستانهايى از علاقه مندان و شيفتگان علم                             علی میر خلف زاده        

۲-  آشنایی با علوم اسلامی                                                      استاد شهید مطهری 

۳- برگی از دفتر آفتاب (شرح حال شيخ ‌السالكين حضرت آيت اللّه العظمى بهجت)    رضا باقى زاده پُلامى

۴- شیدا (در تجليل از عارف شيداآيت الله سيد عبدالكريم كشميرى (ره) ) 

مؤسسه فرهنگى مطالعاتى شمس الشموس

 

 

برای دیدن سایر کتابها روی ادامه ی مطلب کلیک کنید.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387ساعت 18:16  توسط حسني  | 

عزاداری محرم

 

باسلام

 سوالاتی در رابطه با کیفیت عزاداری که چند تن از علما پاسخ آن ها را داده اند را در وبلاگ قرار دادم اینکه شاید این سوالات برای شما هم پیش آمده باشد.                                 دویرند

 

 

 برای مشاهده کردن پرسش و پاسخها روی ادامه ی مطلب کلیک کنید.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 13:43  توسط دویرند  | 

روابط بین دختر و پسر

باسلام حضور شما بازدید کننده گرامی

بنده دویرند  یکی ازنویسندگان این وبلاگ هستم . امیدوارم مطب جالبی برای شما نوشته باشم. 

در ارتباط با رابطه و پيوند دو جنس مخالف به طور كلي سه ديدگاه مطرح است:
1. 
ديدگاه افراطي: در اين نگرش هر گونه ارتباطي با جنس مخالف آزاد و بدون مانع است. (رويكرد ليبراليستي)
به بيان ديگر هيچ گونه حد و مرزي براي اين پيوندها وجود ندارد و آزادي مطلق بر آن‏ها حاكم است.
فرويد و پيروان وي مدعي هستند. اخلاق جنسي کهن بر اساس محدوديت و ممنوعيت است و آنچه ناراحتي بر سر بشر آمده است از ممنوعيت‏ها و محروميت‏ها و ترس‏ها و وحشت‏هاي ناشي از اين ممنوعيت‏ها که در ضمير باطن بشر جايگزين گشته، آمده است. برتراند راسل نيز در اخلاق نويني که پيشنهاد مي‏کند، همين مطلب را اساس قرار مي‏دهد.
راسل در کتاب«جهاني که من مي‏شناسم» مي‏گويد: «اگر از انجام عملي [رفتار جنسي] زياني متوجه ديگران نشود، دليلي نداريم که ارتکاب آن را محکوم کنيم» (جهاني که من مي‏شناسم، ص 68)


2. 
ديدگاه تفريطي: بر پايه اين رويكرد، هر گونه ارتباط و پيوند با جنس مخالف مردود و مورد نكوهش مي‏باشد.
اين ديدگاه درست در مقابل ديدگاه افراطي است.
برترانت راسل، فيلسوف اجتماعي مشهور معاصر مي‏گويد: «عوامل و عقايد مخالف جنسيت در اعصار خيلي قديم وجود داشته و به خصوص در هر جا که مسيحيت و دين بودا پيروز شد عقيده مزبور نيز تفوّق يافت». وستر مارک مثال‏هاي زيادي از اين فکر عجيب مبني بر اين که «چيز ناپاک و تباهي در روابط جنسي وجود دارد» ذکر مي‏کند.
در آن نقاط دنيا نيز که دور از تأثير مذهب بودا و مسيح بوده است اديان و راهباني بوده‏اند که طرفداري از تجرد مي‏کرده‏اند، مانند اسنيت‏ها در ميان يهوديان ... و بدين طريق يک نهضت عمومي رياضت در دنياي قديم ايجاد شد.» (کتاب زناشويي و اخلاق، ص 26 و 25)
راسل در جاي ديگر مي‏گويد: پدران کليسا از ازدواج به زشت‏ترين صورت ياد کرده‏اند. هدف رياضت اين بوده که مردان را متقي سازد، بنابر اين ازدواج که عمل پستي شمده مي‏شد بايستي منعدم شود. «با تبر بکارت درخت زناشويي را فرو اندازيد» اين عقيده راسخ سن ژروم درباره هدف تقدس است. (همان، ص 30)


3.
ديدگاه اعتدالي: بر اساس اين ديدگاه نه آزادي مطلق و رها پذيرفته شده است و نه محدوديت و منع هر گونه رابطه، بلكه ارتباط بين دو جنس مخالف در يك چهارچوب [Context] مشخص تعريف شده است.
ديدگاه اسلام ناظر به نگرش سوم (اعتدالي) است. 


پيامدهاي روابط دختر و پسر پيش از ازدواج

از دو منظر روانشناسانه [
Psychologycal] و جامعه شناسانه [Sociologycal] مي‏توان به اين امر پرداخت.
به طور كلي روابط باز و آزاد دوجنس مخالف پيش از ازدواج، داراي آفت‏ها و آسيب‏هاي رواني و اجتماعي جبران ناپذيري است. در ذيل به چند نمونه از اين آسيب‏ها اشاره مي‏شود:


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386ساعت 12:9  توسط دویرند  | 

نا پيدا ولى با ما

 

به عنوان پيشگفتار:

 آشنايى با امام زمان(عليه السلام); بهترين وسيله و مطمئن ترين راه براى رسيدن به شناخت خدا

است. «هركس خدا را بخواهد، از شما آغاز كند; و هر كس او را يگانه شمارد، تنها سخنان شما را بپذيرد;

و هر كس آهنگ او داشته باشد، رو به شما آورد»( [1] ).

آشنايى با امام زمان(عليه السلام); مقدّمه دوست داشتن او و دوست داشتن او، مقدمه اى براى دوست

داشتن خدا است.

«هركس شما را دوست بدارد، خدا را دوست داشته است»( [2] ).

آشنايى با امام زمان(عليه السلام); راهى براى رهايى از قيد و بند جاهليّت است. با شناخت امام زمان

(عليه السلام)دين را، قرآن را و همه معارف الهى را مى توان شناخت; در حالى كه بدون شناسايى او

شناخت دين و فهم قرآن و درك معارف عقيم مى ماند و نجات از جاهليّت ميسّر نيست.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم آذر 1386ساعت 12:27  توسط حسني  | 

چهل حدیث از زبان مبارک حضرت مهدی (ع)

 

گزيده سخنان امام مهدى عجل الله تعالى فرجه الشريف

۱ـ توجه امام مهدى (عج) به شيعيان خويش

انا غير مهملين لمراعاتكم, و لا ناسين لذكركم, و لو لا ذلك لنزل بكم اللاواه, واصطلمكـم

الاعداء. فـاتقـوا الله جل جلاله و ظاهـرونـا.(۱)

ما در رعايت حال شما كوتاهى نمى كنيم و ياد شما را از خاطر نبرده ايم,كه اگر جز ايـن بود گرفتاريها به

شما روى می آورد و دشمنان, شما را ريشه كـن مى كردند. از خدا بترسيد و ماراپشتيبانى كنيد.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم آبان 1386ساعت 20:18  توسط حسني 

در مورد علت پيدايش فرقة وهابيت و عقايد آن

 

موضوع در دو محور سامان مي يابد:

الف) پيشينه و علل شكل گيري

عوامل شكل گيري فرقه وهابيت مانند برخي از فرقه هاي ديگر ريشه در مباني و عملكرد رهبران و بنيانگذاران

 آن دارد.

بر اين اساس لازم است مباني و عملكرد بنيانگذار اين فرقه بررسي شود. اين فرقه منسوب به "محمد بن

عبدالوهاب" از مردم "نجد" است كه در سال ۱۱۱۵ق در شهر عُيينه متولد شد ـ كه پدرش در آن شهر قاضي

 بود ـ . وي از همان كودكي به مطالعه كتاب هاي تفسير و عقايد و حديث سخت علاقه داشت و فقه حنبلي را

نزد پدر خود كه از علماي حنبلي بود آموخت.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم مهر 1386ساعت 14:42  توسط حسني  | 

نوستراداموس که بود ؟

 

میشل دونوتردام در ۱۴ سپتامبر ۱۵۰۳ در پروانس از استانهای جنوبی فرانسه و در خانواده ی کاتولیک

دیده به جهان گشود . برخی عقیده دارند اجداد او یهودی می باشند ، ولی این عقیده درست

نمی باشد زیــــرا جد پدری او تاجر غلّـات بود و با زنی مسیحی ازدواج کرد . پـــدر نوستراداموس نیز با

زنی کاتولـــیک زنــدگی مشترکی شروع نمود.

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه سی ام شهریور 1386ساعت 22:54  توسط حسني  | 

امام شناسی

به اعتقاد بنده ي حقير ، مشكلات جوانان در دين و اعتقادات، ناشي از نشناختن امام است چون وقتي

كسي واقعا امام خودرا تا حد توان خودش بشناسدديگر اين باعث ميشود كه به غير از امام عصر و 

دوستداران  ايشان كسي را به قلب خود راه ندهد،حال اگر ما امام زمان خويش را شناختيم وبا جان ودل

ايشان را پذيرفتيم ،ديگرباكرامات امام عصر خودمان مي توانيم بهتر خداي خويش را بشناسيم و با تمام

وجود او را تسبيح كنيم وبتوانيم با عنايات امام زمان بيشتر حجابهاي موجود بين خود و خدايمان را از بين

ببريم.با اين حال من با عنايات امام عصر سعي دارم كه مبحثي را با نام  اما شناسي شروع كنم كه

اميدوارم مورد استفاده ي شما عزيزان قرار بگيرد.

 
        ديده اي خواهم كه باشد شه شناس                                   تا شناسد شاه را در هر لباس

 


 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم مرداد 1386ساعت 12:55  توسط حسني  | 

قضاوت حضرت علی (ع)

زني كه پسر را از خود ندانست.

روزي جواني در كوچه هاي مدينه سراسيمه وپيوسته واز سوز دل به درگاه خدا مي ناليد اي عادترين

عادل ها ميان من ومادرم حكم كن. عمر به وي رسيد وگفت : اي جوان چرا به مادرت نفرين مي كني،

جوان گفت: مادرم نُه ماه مرا در شكم خود نگاه داشته و دو سال مرا شير داده است وبعد از بزرگ شدنم

به من مي گويد تو پسر من نيستي ، زن رو به عمركرد وگفت : اي خليفه به خدا سوگند كه من هرگز او را

نمي شناسم و نمي دانم ازكدام قبيله وطايفه است ، قسم به خدا كه او مي خواهد مرا دربين طايفه ام

رسوا كند ومن دوشيزه اي از قريش هستم كه تا كنون شوهر نكرده ام . عمر گفت : آيا شاهدي براي

ادعاي خود داري؟ زن گفت : آري ، وهشتاد نفراز قبيله ي خود را جهت شهادت دادن حاضر ساخت و

گواهان نزد عمر شهادت دادند كه اين پسر دروغ مي گويد. عمر به مأموران گفت : جوان را بگيريد وبه

زندان ببريد تا تحقيقاتي از شهود شود ورو به شهود كرد وگفت : چنانچه گواهيتان درست باشد بر جوان

حدِّ افترا (حدِّ افترا هشتاد تازيانه است) راجاري مي كنم. در راه زندان، جوان حضرت علي(ع) را ديد و

گفت : اي پسر عمِّ رسول خدا(ص) از من دادخواهي كن وماجرايي كه براي عمر گفته بود را به حضرت

علي(ع) بيان كرد و گفت : عمر دستور داده كه مرا به زندان ببرند. اميرالمومنين(ع) به مأموران فرمود:

جوان را نزد عمر برگردانيد. عمر از ديدن جوان برآشفت وگفت : من دستور داده بودم جوان را زنداني كنيد

براي چه اورا بازگردانديد . مأموران گفتند‌‌ : اي خليفه علي ابن ابيطالب به ما فرمان داده است وخود شما

فرموده ايد : هرگز از گفته هاي علي ابن ابيطالب سرپيچي نكنيد. در اين هنگام علي(ع) وارد گرديد

وفرمود : زن را حاضر كنيد . زن را آوردند وآنگاه رو به جوان كردند وفرمودند‌ : چه مي گويي؟ جوان داستان

خودرا همانگونه كه به عمر تعريف كرده بود بيان كرد. امام علي(ع) رو به عمر كرد وفرمود : آيا اذن مي

دهي كه بين ايشان داوري كنم ؟ عمر گفت :" سبحان الله "چگونه اذن ندهم با آنكه از رسول خدا (ص)

شنيدم كه فرمود : علي ابن ابيطالب از همه ي شما داناتر است. علي(ع) روبه زن كرد وفرمود: آيا براي

ادعاي خود شاهدي هم داري ؟ گفت: آري ومجدداً شهود خود را احضار كرد .علي(ع) فرمود: كه اكنون

چنان داوري كنم كه آفريدگار جهان از آن خشنود گرددوقضاوتي كنم كه حبيبم رسول خدا(ص) به من

آموخته است. سپس رو به زن كرد وفرمود : آيا ولي وسرپرستي داري ؟ زن گفت: آري اين شهود، همه

برادران واوليا من هستند. علي(ع) رو به آنها كرد و فرمود: حكم من د ر مورد شما وخواهرتان پذيرفته

است؟ همگي گفتند‌ : آري . سپس علي(ع) فرمود : گواه مي گيرم خدا وتمام مسلماناني را كه در اين

مجلس حضور دارندكه عقد بستم اين زن را براي اين جوان به كابين چهارصد درهم از مال نقد خودم اي

قنبرغلام حضرت علي (ع)) برخيز ودرهم ها را بياور ، قنبردرهم ها را آورد .علي(ع) آنها را در دست جوان

ريخت)وبه وي فرمود : اين درهم ها را در دامن زنت بينداز ونزد من مَيا مگر آنكه در نزد تواثر زفاف باشد

(يعني غسل كرده باشي) جوان برخاست ودرهم ها در دامن زن ريخت و گريبانش را گرفت وگفت برخيز.

در اين هنگام زن فرياد برآورد آتش،آتش(منظور آتش دوزخ است) اي پسرعمِّ رسول خدا(ص) مي خواهي

مرا به عقد فرزندم درآوري؟ آنگاه علِّت انكار خود را شرح داد : برادرانم مرا به مرد فرو مايه اي تزويج كردند

واين پسر از او به من رسيد وچون بزرگ شد برادرانم مرا تهديد كردند كه او را از خود دور گردانم. در اين

موقع عمر فرياد زد كه اگر علي نبود عمر هلاك مي شد.

( منبع : قضاوت هاي حضرت علي(ع)، نوشته ي آيـة الله شيخ محمد تقي شوشتري)

+ نوشته شده در  جمعه دوازدهم مرداد 1386ساعت 0:5  توسط حسني  |